کتاب زنان زیرک کتاب زنان زیرک
از اینجا عضو شوید
وارد شوید ثبت نام کنید

فروشگاه اَرژَن مارکت فروشگاه اَرژَن مارکت

ثبت نام

کتاب زنان زیرک

وضعیت موجود
قیمت 32500 تومان
رتبه ی این کالا: 5.0

کتاب زنان زیرک

 نقد و بررسی اجمالی

با نگاهی اجمالی به شاخصه‌های جذابیت از نظر مردان که در نظرسنجی‌ها به‌دست آمده، به پاسخ‌های معمول و قابل پیش‌بینی همیشگی می‌رسی که همان مقاله‌های حوصله‌سربر مجلات است: «مطالعات نشان می‌دهند که چیزی که مردان در زنان جست‌وجو می‌کنند ظاهر، خوش‌مشربی و قدرت است.» قرار است با این کارها روح مردان را تازه کنید؟ اصلاً فکرش را هم نکن. با این کار برمی‌گردی به خانه‌ی اول رابطه، آن هم با قیافه‌ای جدید. تاحالا تعجب نکرده‌ای که چرا یک مرد جذاب با یک زن ساده ازدواج کرده؟ در چشم تو، او بی‌آلایش به‌نظر می‌رسد، ولی در چشم همسرش زیبایی او طبیعی‌ست. شاید از نظر شخص سومی این زن دستاورد مهمی در زندگی نداشته باشد یا حتی مطابق مد روز آرایش نکند، ولی همسرش در کنار او خوشبخت است. به‌طور کلی، بعد از کسب توجه مردان دو کار لازم است که مردی را مجنون و شیفته‌ی خودت بکنی. اول نظرش را جلب ظاهر و زنانگی‌ات بکن. دوم فوراً رابطه‌ی نزدیک برقرار نکن. این تئوری «شکلات‌فروشی» است. همه‌ی شکلات‌ها را هم‌زمان تقدیمش نکن. چیزی که مردان دوست ندارند زنان بدانند این است که آنها بلافاصله بعد از آشنایی زنان را در دو دسته‌بندی قرار می‌دهند؛ یک دسته آنهایی که فقط به درد تفریح می‌خورند و یک دسته آنهایی که زن زندگی هستند. لحظه‌ای که او تو را وارد دسته‌ی اول کند، هرگز راه برگشتی نخواهی داشت. این‌گونه نیست که زن مستقل، رفتار هرزه‌وار دارد یا محافظه‌کار است. این زن خودش برای خودش ارزش قائل می‌شود و دیگران هم باید این چنین با او رفتار کنند. با این رفتار، زن مستقل به راحتی فرمان رابطه را به دست می‌گیرد. مردان با نگاه به چنین زنی او را سرد تصور می‌کنند و فکر می‌کنند هیچ مردی نمی‌تواند او را به‌دست بیاورد. و حتی خودش هم فکر نمی‌کند بتواند او را به‌دست آورد، پس حتی این فکر را که بخواهد او را برای خوش‌گذرانی و تفریح به‌دست آورد به ذهنش راه نمی‌دهد. زنان سطحی از نظر جنسی جاذبه‌ی کمتری دارند، چراکه در انتخاب مرد و سرعت نزدیک‌شدن به رابطه ضعیف عمل می‌کنند. این ربطی به محافظه‌کار بودن، پوشیدن لباس‌های بلند و موهای دم اسبی ندارد. یا اینکه کلاس‌های ملیله‌دوزی برود. حتی اگر لباس‌های ناجور بپوشد و مدام مهمانی برود، دسته‌بندی بستگی به دیدگاه مردان دارد. با هر ظاهری، هر زنی که برای جلب علاقه‌ی مردان از اغواگری استفاده کند نزد مردان احترامش را از دست می‌دهد. مردی به‌نام برد برایم تعریف می‌کرد «دو مدل زن جذاب داریم؛ زنی که مدام تلاش می‌کند اغواگر باشد و زنی که نیازی ندارد جلب‌توجه کند و خودش جلوه‌گر است. اغلب مردان دومین نوع را جذاب‌تر می‌دانند، البته شاید این‌طور به‌نظر نیاید، چراکه زنان دسته‌ی اول بیشتر توی چشم هستند. اما زنی که خود را مدام عرضه نمی‌کند همانی‌ست که مردان او را جدی می‌گیرند.» چیزی که درمورد برد جالب است، این است که او تازه فارغ‌التحصیل شده و اگر مردی در اوایل بیست‌سالگی چنین نظری دارد، قطعاً مردان میانسال و پخته هم چنین نظری را خواهند داشت. جدول زیر نشان می‌دهد یک زن با چه سرعت و با چه میزان اطلاعاتی قضاوت می‌کند. توجه کن که هردو نوع زن مورد بحث در جدول جذاب هستند، اما یکی از آنها نیازمند افشاگری‌ست.

تعداد
{{ quantity}}

درباره این کالا بیشتر بدانید

نقد و بررسی کتاب چرا مردان، زنان زیرک را دوست دارند؟

درباره کتاب چرا مردان، زنان زیرک را دوست دارند؟

با نگاهی اجمالی به شاخصه‌های جذابیت از نظر مردان که در نظرسنجی‌ها به‌دست آمده، به پاسخ‌های معمول و قابل پیش‌بینی همیشگی می‌رسی که همان مقاله‌های حوصله‌سربر مجلات است: «مطالعات نشان می‌دهند که چیزی که مردان در زنان جست‌وجو می‌کنند ظاهر، خوش‌مشربی و قدرت است.» قرار است با این کارها روح مردان را تازه کنید؟ اصلاً فکرش را هم نکن. با این کار برمی‌گردی به خانه‌ی اول رابطه، آن هم با قیافه‌ای جدید. تاحالا تعجب نکرده‌ای که چرا یک مرد جذاب با یک زن ساده ازدواج کرده؟ در چشم تو، او بی‌آلایش به‌نظر می‌رسد، ولی در چشم همسرش زیبایی او طبیعی‌ست. شاید از نظر شخص سومی این زن دستاورد مهمی در زندگی نداشته باشد یا حتی مطابق مد روز آرایش نکند، ولی همسرش در کنار او خوشبخت است. به‌طور کلی، بعد از کسب توجه مردان دو کار لازم است که مردی را مجنون و شیفته‌ی خودت بکنی. اول نظرش را جلب ظاهر و زنانگی‌ات بکن. دوم فوراً رابطه‌ی نزدیک برقرار نکن. این تئوری «شکلات‌فروشی» است. همه‌ی شکلات‌ها را هم‌زمان تقدیمش نکن. چیزی که مردان دوست ندارند زنان بدانند این است که آنها بلافاصله بعد از آشنایی زنان را در دو دسته‌بندی قرار می‌دهند؛ یک دسته آنهایی که فقط به درد تفریح می‌خورند و یک دسته آنهایی که زن زندگی هستند. لحظه‌ای که او تو را وارد دسته‌ی اول کند، هرگز راه برگشتی نخواهی داشت. این‌گونه نیست که زن مستقل، رفتار هرزه‌وار دارد یا محافظه‌کار است. این زن خودش برای خودش ارزش قائل می‌شود و دیگران هم باید این چنین با او رفتار کنند. با این رفتار، زن مستقل به راحتی فرمان رابطه را به دست می‌گیرد. مردان با نگاه به چنین زنی او را سرد تصور می‌کنند و فکر می‌کنند هیچ مردی نمی‌تواند او را به‌دست بیاورد. و حتی خودش هم فکر نمی‌کند بتواند او را به‌دست آورد، پس حتی این فکر را که بخواهد او را برای خوش‌گذرانی و تفریح به‌دست آورد به ذهنش راه نمی‌دهد. زنان سطحی از نظر جنسی جاذبه‌ی کمتری دارند، چراکه در انتخاب مرد و سرعت نزدیک‌شدن به رابطه ضعیف عمل می‌کنند. این ربطی به محافظه‌کار بودن، پوشیدن لباس‌های بلند و موهای دم اسبی ندارد. یا اینکه کلاس‌های ملیله‌دوزی برود. حتی اگر لباس‌های ناجور بپوشد و مدام مهمانی برود، دسته‌بندی بستگی به دیدگاه مردان دارد. با هر ظاهری، هر زنی که برای جلب علاقه‌ی مردان از اغواگری استفاده کند نزد مردان احترامش را از دست می‌دهد. مردی به‌نام برد برایم تعریف می‌کرد «دو مدل زن جذاب داریم؛ زنی که مدام تلاش می‌کند اغواگر باشد و زنی که نیازی ندارد جلب‌توجه کند و خودش جلوه‌گر است. اغلب مردان دومین نوع را جذاب‌تر می‌دانند، البته شاید این‌طور به‌نظر نیاید، چراکه زنان دسته‌ی اول بیشتر توی چشم هستند. اما زنی که خود را مدام عرضه نمی‌کند همانی‌ست که مردان او را جدی می‌گیرند.» چیزی که درمورد برد جالب است، این است که او تازه فارغ‌التحصیل شده و اگر مردی در اوایل بیست‌سالگی چنین نظری دارد، قطعاً مردان میانسال و پخته هم چنین نظری را خواهند داشت. جدول زیر نشان می‌دهد یک زن با چه سرعت و با چه میزان اطلاعاتی قضاوت می‌کند. توجه کن که هردو نوع زن مورد بحث در جدول جذاب هستند، اما یکی از آنها نیازمند افشاگری‌ست.

 بخشی از کتاب چرا مردان زنان زیرک را دوست دارند:

حال اگر یک مرد تلاش کند خودش را برتر نشان دهد و از بالا به یک زن نگاه کند، اما زن به جای اینکه خودش را دست کم بگیرد وقار و غرور خودش را حفظ کند، ورق برمی گردد. همان مردی که از تعهد فراری بود، ناگهان طالب رابطه می شود. او شروع به رویابافی می کند که این زن را به دست می آورد و او برایش آشپزی می کند، جوراب هایش را می شوید، و مطیع و دنباله روی او می شود. اما اگر در همان ابتدا شخصیت این زن برایش ذلیل و وابسته جلوه کند، ارزشش را پیش مرد از دست می دهد.اشتباه دیگری که یک زن می تواند مرتکب شود خودکم بینی ست. وقتی سر قرار هستید هرگز نباید راجع به جراحی پلاستیک یا وزن رویایی ات صحبت کنی. فرصت تعریف و تمجید شنیدن را از خودت نگیر. این همان وقتی است که باید از زیبایی باطن و بیرون خودت مطمئن باشی. حال نگرش درست نسبت به وجود خودمان چیست؟

« این من هستم، همین قدر باشکوه و پر زرق و برق... و از این بهتر نمی شود. » به جای پول خرج کردن پیش مشاور تغذیه و جراح، آن قدر با خودت تکرار کن تا باورت شود چیزی کم نداری. و اگر تو خودت را باور کنی او هم به تو باور خواهد داشت.

فکر می کنی این رفتار تحقیرآمیز است؟ نگران نباش! خودپسندی یک عارضه ی قابل درمان است. اگر احساس می کنی انسان فروتن و متواضعی هستی یا چنین رفتارهایی را در خودت می یابی، فوراً این مشکل را برطرف کن. مستقیم برگرد به خودباوری و با خودت بگو « من ارزشمند هستم مثل یک جایزه. » نقطه سر خط پایان ماجرا، خلاص! اگر شخص دومی از اعتمادبه نفس تو خوشش نیاید مشکل خودش است. چرا؟ تو اولویت قرار داری، و هرکس دیگری بعد از توست. برای همین!

تابه حال شنیده ای که مردی بگوید همه ی مردان در پی به دست آوردن نامزد سابقش بودند؟ او مدام او را بزرگ می کند تا تبدیل به یک بت شود، اما وقتی عکسی از او ببینی متوجه حماقت مطلب می شوی. تمام چیزی که واقعاً می خواهی بگویی این است که « عزیزم این دختر شبیه بازیگر فیلم های عامه پسند است. » به خودت زحمت نده، چراکه نامزدت شروع به دفاع از نامزد سابقش می کند. « رو در رو خیلی بهتر به نظر می رسد. » و وقتی ببیند حرفش خریدار ندارد ادامه می دهد « قبلاً خیلی زیباتر بود. » و با کمی مکث می گوید « این عکس اصلاً خوب نیست... واقعاً بد افتاده. » هنوز هم حرفش خریدار ندارد.

چیزی که همه ی خانم ها باید بدانند این است که اگر زنی به چشم یک مرد دست نیافتی و ارزشمند بیاید، قیافه و ظاهرش تاثیر چندانی نخواهد داشت. یک مثال ساده آنکه دختری سرقرار خودش را بسیار مغرور و دست نیافتنی جلوه می دهد، اما کافی است یک مطلب مضحک به میان بیاید، رفتار او به نحوی تغییر خواهد کرد که تبدیل به یک آدم دیگر می شود و این مرد فراموش می کند با چه کسی هم صحبت شده.


قانون جذب شماره ی ۶

نگرش تو نسبت به خود چیزی ست که مردان درمورد تو باور خواهند کرد.

اتفاق دیگری که ممکن است بیفتد این است که یک زن زیبارو می تواند خودش را در چشم مردان، زشت جلوه بدهد، تنها کافی ست اعتمادبه نفس پایینی داشته باشد. در مقابل چنین رفتاری طرف مقابل سعی خواهد کرد تو را متقاعد کند که زیبا هستی. اما اگر با اعتمادبه نفس و خودپسند جلوه کنی خودش متقاعد خواهد شد که تو جذاب هستی.

هرگز فکر نکن به اندازه ی کافی خوب و قابل قبول نیستی. با این رفتار مجبور خواهی بود خودت دنبال مردان بدوی. ذائقه ی هرکس متفاوت است؛ مردی که به نظر بدقیافه بیاید در مقایسه با مرد دیگری می تواند خوش قیافه به نظر برسد. در اولین برخورد ظاهر و قیافه حرف اول را می زند. بعد از آشنایی و شکل گیری احساسات تنها چیزی که مهم است رفتار و منش است. چیزی که مهم است توانایی های توست.


قانون جذب شماره ی ۷

دست نیافتنی باش تا برایت بجنگد.

یک زن، با مقایسه کردن خودش با زنان دیگر خودش را تحقیر می کند. اگر با زن جذابی روبه رو شدی احساس خطر نکن. اگر بخواهی خودت را دوبرابر زیباتر نشان بدهی چه کار باید بکنی؟ کافی ست وانمود کنی زیبایی و جذابیت زن دیگری به چشمت نیامده، همسرت اعتمادبه نفس تو را می بیند و به تو جذب می شود. سپس اتفاق خود را از دست می دهد. قدرت جلب نظر او متناسب با توجهی ست که به او می کنی.

یکی از دوستانم به اسم سامانتا برای قرار اول با نامزدش به مسابقات محلی بوکس رفته بود. بین دو راند مانند تمام مسابقات دیگر زنی با تابلوی امتیازات وارد رینگ شد. مردی که همراه سامانتا بود نگاهی به زن انداخت و سپس به سامانتا نگاه کرد. سامانتا وانمود کرد که متوجه نگاه همراهش نشده. بین دو راند بعدی هنگامی که زن دوباره روی رینگ آمد، دوست من زیر صندلی خم شد و صراحتاً از همراهش خواست بطری آبش را به او بدهد. دوست من به هیچ وجه رفتاری نشان نداد که همراهش فکر کند این زن در او احساس خطر ایجاد کرده. در مقابل با آرامش سر جایش نشست، انگار هیچ زن دیگری در دنیا وجود ندارد. در پایان راند سوم همراه سامانتا دیگر توجهی به زن توی رینگ نداشت. نتیجه ی پایانی این بود که این مرد کاملاً شیفته ی سامانتا شده بود و هنگامی که او را به خانه اش می رساند، مدام از زیبایی و جذابیت دوستم تعریف می کرد. در آخر این مرد متقاعد شده بود که سامانتا نسبت به زنی که بدن خودش را برای سرگرمی دیگران و خریدن توجه کوتاه مدت به نمایش می گذارد جذاب تر است.

رفتار دوست من درمقابل رفتار همراهش شایان تقدیر بود. نمی شود به این مسئله که شخصی برای قرار اول تورا به جایی خشن و غیررمانتیک ببرد بی توجه ماند. اگر مردی تو را برای قرار اول به مسابقات فوتبال یا بوکس یا جاهایی که معمولاً با رفقایش وقت می گذراند ببرد، دارد به تو نشان می دهد که قصد ندارد به خودش زحمت بدهد و برای وقت گذراندن با تو برنامه بریزد. اگر همراهت تورا برای اولین بار به چنین جاهایی برد، دفعه ی بعد دعوتش را قبول نکن. اگر سر قرار معذب بودی، احساس نکن که مجبوری با زن دیگری رقابت کنی. در ضمن نیازی نیست لباس های بدن نما بپوشی یا سخت کار کنی تا توجه مردی را جلب کنی. من زنی را می شناسم که در نوع پوشش و لباس با دیگران رقابت می کند. دوباره می گویم که این همه سختی کشیدن غیرضروری ست. نشان دادن زنانگی هایت با انتخاب نوع پوشش برای تحت تاثیر قراردادن مردان زیاده روی و عبث است. مشکل ما توانایی یا عدم توانایی در اغواگری نیست. اغواگر بودن دستاورد قابل بحثی نیست. مردان می توانند با شرکت در مسابقات موتورسواری یا خوابیدن تا لنگ ظهر به اوج لذت برسند. تنها اینکه بتوانی مردت را برانگیخته کنی کافی نیست، باید بتوانی اورا پس از ارضا شدن هم، از نظر عاطفی برانگیخته نگه داری. کلید موفقیت همین است.

مردان عاقل و بالغ کمتر جذب خودنمایی می شوند. اگر یک مرد پخته، منشی اغواگری را ببیند که موهایش را گوجه ای بسته، با خودش فکر می کند که او با موهای باز چه شکلی خواهد بود. این مردان تمایل بیشتری به ارتباط با زنانی دارند که بدنشان را در لباس های موقر می پوشانند، تا زنانی که تنها چیزی که برای عرضه دارند خودنمایی ست.
گاهی می شنویم که مردی بگوید « زنان بی بندوبار فقط به درد سرگرمی می خورند. » این حرف درست است، چراکه همه ی مردان سرگرمی را دوست دارند، ولی برای مدتی کوتاه. بخش دشوار رابطه جلب نظر مرد نیست، این است که چگونه رابطه را پایدار کنی. اگر می خواهی در رابطه ازخودگذشتگی کنی، به خاطر خودت بکن. اینکه خودت را فدای طرف مقابل بکنی، برایش چهار وعده غذای گرم بپزی، لباس هایش را تمیز کنی و همه ی امیالش را ارضا کنی زیاده روی ست. یادت باشد شمعی که دوبرابر پرحرارت تر می سوزد، عمرش هم دوبرابر کوتاه تر می شود. درصورتی که مدام زیبایی هایت را در قالب خودنمایی عرضه کنی ارزشت را پایین آورده ای. البته گاهی جلب توجه کردن می تواند باعث استحکام روابط شود. مردان معمولاً می گویند: « یک خانم خانه و یک زن زندگی می خواهم. » که یک زن بی بندوبار نمی تواند چنین همسری باشد.
اجازه نده تبلیغات تلویزیونی راهنمای رابطه ی شما باشند. زنی که مدام به دنبال جلب نظر مردان به ظاهر خودش است، فاقد عزت نفس است. شخصیت اصلی کتاب ما با پوشیدن لباس های تنگ و بدن نما برای خودش توجه نمی خرد، بلکه با تکیه بر زنانگی اش نشان می دهد چه کسی ست. زنان مطیع می گویند: « او باید مرا به خاطر خودم قبول داشته باشد. » قبولت داشته باشد؟ به خودت بیا دختر. او باید دیوانه وار تو را بخواهد. مقبولیت در رابطه جایی ندارد. مقبولیت برای سرگرمی ست. مقصود آرمانی مردان زن رویاهای آنهاست. اگر مقبولیت می خواهی به جلسات بازپروری برو. داریم درمورد هدف و رویای مردان صحبت می کنیم. آرمان گرایی در مرد از دوران کودکی شروع می شود؛ در سال نو هدیه ای را دریافت می کند که هیچ علاقه ای به آن ندارد و چنین چیزی را درخواست نکرده و فقط پنج دقیقه او را سرگرم می کند. اسباب بازی موردعلاقه ی او که آن را می پرستد آن اسباب بازی پرزرق وبرقی ست که در ویترین مغازه خودنمایی می کرده و او دوماه پول توجیبی اش را جمع کرده تا آن را به دست بیاورد، و تا زمانی که مشغول جمع کردن بوده هرروز پشت ویترین به اسباب بازی موردعلاقه اش خیره می شده. هرروز صبح با طلوع خورشید به عشق آن اسباب بازی بیدار می شده و با توزیع روزنامه ی محلی بین همسایه ها پول جمع می کرده. همین اسباب بازی تا ابد در خاطر او می ماند، چراکه برای به دست آوردنش تلاش کرده.
اما قهرمان کتاب ما آن « انسان خاص » است که با هیچ کلمه ای توصیف نمی شود. او دارای خصوصیات مجذوب کننده ی زیادی است که از شمارش درمی روند. این خصیصه به چه دردی می خورد؟ زنی که در شمایل خودش احساس راحتی و اعتمادبه نفس می کند را نمی توان به زانو درآورد. قضیه فقط درمورد زیبایی نیست؛ زنان جذاب هم مورد تحقیر و خیانت قرار می گیرند. حتی درمورد هوش و ذکاوت هم نیست؛ زنان خردمند و زنان بی خرد هرروز توسط مردان ترک می شوند. قضیه فقط توانایی پایدارساختن رابطه است. هنگامی که تدبیر در تو می میرد، شعله ی عشق هم با آن فروکش می کند. تصور کن همسرت کبریت است و تو هم مانند جرقه هستی. وقتی زیرکی و تدبیر در طی زمان فرسایش می یابند و کم رنگ می شوند، جرقه زدن سخت تر می شود.

برای مثال مرد می گوید « من به مدتی تنهایی و زمان برای فکرکردن نیاز دارم. » زن مطیع کتاب ما چنین واکنشی می دهد « لطفاً من رو ترک نکن. » اما زن مستقل چنین رفتاری نشان نمی دهد، در عوض به او کمک می کند آماده ی رفتن شود. چرا؟


۱. او یاری دهنده است؛

۲. مرد یاد ندارد چمدان ببندد؛

۳. او برای خودش ارزش قائل است.

راهنمایی: پاسخ درست گزینه ی ۳ است. او وقتش را برای کسی که از او فرار می کند تلف نمی کند. او مچ دست مردش را نمی گیرد و زاری نمی کند. او وقارش را حفظ می کند؛ و با التماس از رفتن او جلوگیری می کند.
رفتار او این پیام را نمی رساند که درمانده ی حضور یک مرد است، به او محتاج است.

تابه حال دقت کرده ای هنگامی که مشغول کارهای خودت هستی و به همسرت بی توجهی، او تمام تلاشش را می کند که نظرت را جلب کند؟ برای جلب نظر او باید بی توجه باشی. اگر او را مرکز توجه قرار دهی از دستش داده ای.


قانون جذب شماره ی ۸

بزرگ ترین تفاوت میان زنان مستقل و مطیع ترس است. زنان مستقل به مردان نشان می دهند که از تنهایی ترسی ندارند.

مارگارت اتوود می گوید: « ترس بوی خاص خودش را دارد، عشق هم همین طور. » گفته شده است که احساس هیجان و ترس، هردو، از یک بخش مغز نشات گرفته اند. هنگامی که مردی ترس از دست دادن زنی را دارد، احساس هیجان در او برانگیخته می شود. روان مردان مثل یک گیاه است؛ به آبیاری و هوای تازه نیاز دارد. اگر بیش ازحد به او توجه کنی، مانند آبیاری بیش ازحد ریشه های گیاه را می پوساند. یکی از چیزهایی که زنان باید از ذهنشان بیرون بیندازند دیدی ست که نسبت به افراد برتر از خودشان دارند. زن مستقل کتاب ما مهربان و به شیرینی کلوچه است. او لبخند می زند و ظریف است. و تصمیماتش را با ترس ازدست دادن مردش همسو نمی کند. تفاوت میان زنان مطیع و زنان مستقل در شخصیت یا رفتار آنها نیست؛ و ارتباطی با ذکاوت او هم ندارد. زن مستقل با رفتارش نشان می دهد چه کسی است، و هرگز از خودش ناامید نمی شود.


قانون جذب شماره ی ۹

یک زن مستقل بین انتخاب شان شخصیتی و داشتن رابطه، اولویت بندی درستی دارد.

در رابطه با یک مرد، شخصیت زن کتاب ما تغییری نمی کند. او با دوستانش قطع رابطه نمی کند، شغلش را رها نمی کند، و به سرگرمی هایش هم می رسد. درمقابل زن مطیع و فرمانبردار ما به بی احترامی حساسیت نشان نمی دهد. او هم شان خودش را حفظ می کند و هم عزت نفسش را. او اعتقاداتش را حفظ می کند و خودش برای خودش است و به دیگری تکیه نمی کند. شخصی که استقلال کمتری دارد، طرف مقابلش را هم با خودش پایین می کشد.

با شخصیت قوی و پیشرفته ی قهرمان کتاب ما آشنا شوید.

اجازه بده با توضیح کلمه ی مستقل از این بخش کتاب یک نتیجه گیری کلی بکنیم. به این کلمه به چشم یک عبارت توصیفی برای عزت نفس نگاه کن. منظور ما از زن خودسر و خودرای زنی که صدایش را روی سرش می اندازد نیست، زنی که هنجارشکن و بی ادب است هم نیست. اتفاقاً بسیار مودب است. او با مردان با ادب و صریح گفت وگو می کند، مثل هم صحبتی دو مرد باهم. برای مردان ارتباط کلامی با زنی که این چنین صحبت می کند راحت تر از ارتباط با زنی ست که احساساتی و سست عنصر صحبت می کند. زنانی که حساسیت ها و عواطف خود را حتی در لحن صحبتشان بروز می دهند برای مردان گیج کننده به نظر می رسند. این زن می داند که دقیقاً به چه چیزی علاقه دارد و می تواند به راحتی علایقش را بازگو کند. در نتیجه او همیشه به هدفی که می خواهد دست پیدا می کند. ده مورد از ویژگی های چنین شخصیتی را برایت لیست می کنم:


۱- تکیه به استقلال فردی: اهمیتی ندارد که مدیر یک کمپانی باشد یا گارسون رستوران. او برای امرار معاش خودش تلاش می کند. او دارای عزت نفس است و جلوی کسی دست دراز نمی کند.

۲- دنباله روی ممنوع: این زن تمام دنیای خودش را در وجود یک مرد خلاصه نمی کند. او به دنبال مرد نمی دود و تمام روز ذهنش را مشغول او نمی کند. او نقطه ی ثقل زمین نیست!

۳- رفتار رازآلود: میان صداقت و خودافشاگری تفاوتی وجود دارد. او صادق است، اما از زیاده گویی پرهیز می کند. او هرچه در سر دارد به زبان نمی آورد. اگر با او زیادی گرم بگیرند در چشمش حقیر می شوند و اگر رفتارشان سطحی و قابل پیش بینی باشد حوصله اش سر می رود.

۴- منتظر گذاشتن: او هرشب با نامزدش سر قرار نمی رود و مدام با او تماس نمی گیرد. آن قدر سریع خودمانی نمی شود که در هفته ی اول آشنایی تمام اطرافیان طرف مقابلش راجع به او بدانند. مردان با منتظرماندن، بیشتر شیفته می شوند.
۵- قانون آراستگی: از برقراری ارتباط هنگام آشفتگی و ناراحتی پرهیز می کند. هرگاه ذهنش درگیر باشد با جملات مختصر و رسمی مکالمه را پایان می دهد.

 

منبع